كودكي ها

 

به خانه مي رفت
با كيف
و با كلاهي كه بر هوا بود
چيزي دزديدي ؟
مادرش پرسيد
دعوا كردي باز؟
پدرش گفت
و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد
به دنبال آن چيز
كه در دل پنهان كرده بود
تنها مادربزرگش ديد
گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش
و خنديده بود

 

 

 

 

 

حالا

    فصلی نو :از شنیدن شعر شاعران با صدای خودشان لذت میبرم.دیروز حسین ژناهی که می خواند احساس کردم چقدر او را دوست دارم.شاید کمتر حسین پناهی شاعر را بشناسیدکه بیشتر در لباس بازی او را دیده اید.حسین پناهی را همه دوست دارند.