اول کتا ب شناسی استاد شفیعی کدکنی وبعد......
- شبخوانی
- زمزمه ها
- از زبان برگ
- درکوچه باغ های نیشابور
- هزاره دوم آهوی کوهی
- از بودن و سرودن
- مثل درخت در شب باران
- بوی جوی مولیان
برخی آثار نظری و انتقادی
- صور خیال در شعر فارسی
- موسیقی شعر
- تصحیح اسرارالتوحید
- تصحیح تاریخ نیشابور
- تصحیح مختارنامه
- تصحیح منطق الطیر
- نقد مفلس
- کیمیا فروش
- نقد تازیانه های سلوک
- آن سوی حرف و صوت
- بیدل
- سبک هندی
- میراث عرفانی ایران(سه جلدی):
- دفتر روشنایی ( در شرح سخنان و افکار بایزید بسطامی )
- وشته و دریافت ( در بینان میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی )
- چشیدن طعم وقت ( در شرح عرفان و افکار ابوسعید ابوالخیر )
بد نیست حالا که در سرزمین شعر و شاعری هستیم چند شعر از خودم برایتان بنویسم:
بهاریه
پیش از همه دلبران مست امسال این دلبر ما بود که سرمستی کرد
بر توده سرد صبحدم شورید بر نرگس دل دراز دستی کرد
بر شانه سار شد سوار از پی باد آورد بهار و جان پر از هستی کرد
هوش از سر ما برد و قرار از کف ما با باده هفت ساله هم دستی کرد

رسم عاشقی
هر ساعتی سالی از عمر من است/ پس خنده دار است که بگویم هنوز زنده ام
من باتمام وجود لحظاتی را لمس کرده ام در ساعا تی/ ساعتی لبخند را / ساعتی پر نمناک را
من بر پشتک زن ملخک های ساعت ۷ بعد از ظهر خندیدم/ بی که بدانم فقط ۱۵ ساعت دیگر مانده است/شاید/ تمنا به دخترکان زیبای مجلات هفتگی / بی که بدانم
دوست دارم نظرتان را درباره مفهوم این شعر سپید بدانم. منتظرم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۵ ساعت 11:55 توسط سنجاقک
|